Setak

Setak Clothing , Sun glasses , Gift

با درود به همه عزیزان

فروشگاه ستاک واقع در بازار مروارید شهر آمل . پلاک ۵۹ فقط یک فروشگاه پوشاک نیست

در این فروشگاه سعی‌ بر این شده که مجموعه انتظارات دوستان در همه زمینه‌ها که مربوط به پوشش و زیبایی ظاهر پاسخ داده بشه

ضمن اینکه مجموعه کتاب‌هایی‌ در این فروشگاه موجود هستش که به رسم امانت برای مطالعه به مشتریان عزیز ارائه داده می‌شه و همه عزیزان می‌تونن در روز تولدشون به فروشگاه ستاک مراجعه کنند و یک کتاب به عنوان هدیه روز تولد از ما دریافت نمایند .



با آرزوی شادکامی و بهروزی

عمو ستاک

10/02/2015

dar yek harkate kamelan partizani kolie ajnase foroshgahe setak zire gheimate kharid be forosh miresad .!
salam
onja mibinameton ( haraje bili )
amou setak smile emoticon

دوستان گلم سلامیک سال دیگه هم گذشتبعضی‌ روزاش خوب بودبعضی‌ روزاش هم بدهر چی‌ بود پشت سر گذاشته شدو دیگه هم نمیادفروشگاه ...
21/03/2014

دوستان گلم سلام

یک سال دیگه هم گذشت

بعضی‌ روزاش خوب بود

بعضی‌ روزاش هم بد

هر چی‌ بود پشت سر گذاشته شد

و دیگه هم نمیاد

فروشگاه ستاک این افتخارو داشت که در کنار همه دوستان یه ساله خوب رو پشت سر بذاره

امیدوارم ساله جدید هم بتونیم واسه همگی‌ همون چیزی که می‌خواین رو فراهم کنیم

خوشحال میشم هر گونه پیشنهاد یا انتقادی رو در مورد روند فروشگاه ستاک مطرح کنین

با آرزوی یه ساله خوب و پر از شادی

اسب تان نجیب.

عمو ستاک

27/10/2013

هفت ابان ماه روز بزرگداشت کورش بزرگ .

هفتم ابان ماه روز بزرگداشت کورش بزرگ ، بنیان گذار ایران و پدر حقوق بشر در دنیاست .
پیشاپیش این روزملی و فرخنده را که می تواند سمبلی برای اتحاد هر چه بیشتر ما ایرانیان ، فارغ از مذهب و قوم و نژاد باشد ، به تمام ایران دوستان و تمامی انسانهایی که به حقوق بشر اعتقاد دارند ، تبریک می گویم .

18/10/2013

صدای جیر جیرک مزرعه درونمان را بارها شنیده ایم

غم وجودش را لمس نموده ایم

بارها با سکوت صدایش را محو

و اندوهش را فزونی داده ایم

گاه با قلمی نوشته یی را رقم زدیم

و بیگاه خود را به دیاری دگر سپرده ایم تا شاید سلول‌های اندیشه کریه مان خط خطی‌ نگردد ، با صدای جیر جیرک

ندانستن‌های پی‌ در پی‌ ، مسیری سرد رقم خواهد زد

و از یافته‌های خود ذره یی دل شاد نخواهیم بود

چرا که نادانی‌ سر فصل گذرگا هاست.

این منم موجود غریب

سرشار از زشتی‌ها ،

انسان.



عمو ستاک

برای کلیه کارایی که با چوب و سنگ انجام داده می‌شه با هزینه‌ی واقعا اندک سفارش پذیرفته می‌شه عمو ستاک
18/10/2013

برای کلیه کارایی که با چوب و سنگ انجام داده می‌شه با هزینه‌ی واقعا اندک سفارش پذیرفته می‌شه



عمو ستاک

کار با چوب لذتی داره که وصف نشدنیهساخته شده در ستاک
18/10/2013

کار با چوب لذتی داره که وصف نشدنیه

ساخته شده در ستاک

16/10/2013

کلبه را روشن کنیم

وقت تنگ است

شب از راه ، خسته می‌رسد

کوله بارش پر است از تاریکی‌ ، از تنهایی‌

درب را نمی‌‌کوبد ، دل را میلرزاند

کلبه را روشن کنیم از نهاد خویش ، از تنهایی‌

زوزه گرگان نشان از ورودش دارد

تا که می‌‌آید ، خسته است

محفل گرم نماییم که لختی بیشتر زمان باقی‌ نیست

خود اندکی‌ بیش باقی‌ نمی‌‌ماند ، یادگارش ابدیست

تنهایی‌

غالب است در گوشه گوشه ی درون

چه بسا بیشتر . !



عمو ستاک

13/10/2013

سعادت در چیست ؟!

همین که وحشی نباشی‌ بلعیده می‌‌شوی

خواه درختی باشی‌ با سایه یی بلند

یا که گنجشکک بی‌ پناهی که از سرما به پنجره می‌‌کوبد

می‌ گویند که سنت است

سنت است که خوی کشتن داشته باشی‌ !

سنت است از که با بوی خون سرمست شوی !!

سنت از چه ؟ سنت از که؟!

سنگ بر شیشه میکوبی که از خواب برهانی ؟؟!

عصر خود نگر و با خود بجنگ

زهر در آب مریز

آموزش غلط محو کن

هرگز کسی‌ فرزند خود را جهت آزمون سر نخواهد برید

بیا و درختی بکار

کتابی‌ هدیه کن

گوسفندان نیز عاشق نفس کشیدنند

این عید نیست

جهالت است

مبارک نخواهد بود .

غم آخرتان باد



عمو ستاک

10/10/2013

سلام به همه دوستان

با توجه به گفتار برخی‌ دوستان لازم به ذکر که من تازه ۴ روز که به گروه we chat ملحق شدم و غیر از اسم amou setak هرگونه تشابه اسمی مربوط به من نیست

با تشکر از همگی‌

عمو ستاک

09/10/2013

مسئولیت ..!

طنین انداخته بود صدای الله اکبر

موذن با شوری از آموخته‌ها بانگ میزد تا بتواند نام خود را درخشان نماید در اذهان عمومی

آنچنان ژست گرفته بود گویی همین دم در بهشت غوطه ور است و دلنشین تر از این لحظه به سراغش نخواهد آمد

برتر از آن صفوفی بود که شکل گرفته بود.

آن یکی‌ تسبیحش بلند بود و پیشانی‌اش یادبودی داشت از خاک ناب سرزمین نزول

گوی سبقت ربوده میشد

این یکی‌ آنچنان فروتنی می‌‌نمود پنداری بارزترین جایگاه آدمی‌ را دارد

پیشوایشان قدم بر ابر‌ها می‌‌گذشت آنگاه که به محراب سخن نزدیک می‌گردید

مشهود بود که قرار است با خالق دمی بیاسایند

و این با کمالی از ظاهر رقم میخورد

در دلها هنوز مشهود نبود چه می‌گذرد

ازدحام بالا گرفت ، پیران صف‌های جلویی و جوان تر‌ها در پس آنها کمر خم می‌‌نمودند

چه اداهایی بود که رقم نمی‌‌خورد ، به راستی‌ شگفتی آور است !

اینان که کیپ تا کیپ در کنار هم فریضه از نوع الهی ادا مینمودند ، کیستند ؟!

زنی‌ در بین جمعیت ، خارج بارگاه ، ژولیده بود و نگران

خمیده بود و مضطرب

سیاه چادری بر سر داشت و پیدا نبود چه در پا دارد

چهرش در پی‌ چادر پنهان بود

طفلی با او بود

فرزندی بود دلبند که نیاموخته بود ونگ بزند

ساکت بود و خاموش

قصد ورود داشت ، به ناگاه کسی‌ که خود را خادم بارگاه می‌نامید ، مانع شد

میشد حدس زد که با هم از قبل آشنا هستند ، چرا که نهیب خادم نشان از تکرار داشت

خارج از درب کنار دیواری بر زمین نشست و طفلش را خواب در ربود.،

نوای ، اشتباه شد ، ناله موذن پایان یافته بود و پیشوا ، تکرار مکررات را فرمانروایی می‌‌نمود و سیاه چادر درخواستش را عاجزانه به گوش می‌رساند

همزمان ، هم نوا

پیشوا موفق تر بود و رقابت یکسو

بازنده پیدا بود نتوانسته در دلها رسوخ نماید

دقایق سپری شد و مقلدان جای مهر بر پیشانی داغ نموده و گله‌مند از بوی ناشی‌ از کفش و جوراب صحنه را ترک می‌‌نمودند

سگرمه‌ها در هم بود و شتاب بسیار بالا

گوش‌ها نیز خاموش بودند ، نه تنها درخواست سیاه چادر به گوش نمی‌رسید بلکه طفل نیز زیر دست پا لگد مال میشد

مهلکه‌ای بود ، نمی‌‌دانم چرا تا کنون این صحنه جایی‌ ثبت نگشته !

دستان درازتر از قبل با دلی‌ شکسته ، طفلی خاک الوده به سوی منزلی بی‌ پناه تر راهی‌ شد

شب را کس نداند چگونه گذارند !
..

صدای بزم از دور به گوش می‌رسید

اینبار به آن سمت سوق پیدا نمود

جای متروکی بود

کسی‌ خادم و راهبند نبود

همه‌‌جا غریب بود

شاید بشود در کنار دیوارش سر بر بالین نهاد ، بهتر از زمین نمناک منزل است

خواب زودتر از باور او را در ربود و به سان از هوش رفته یی نقش زمین شد

سا عتی چند گذشت

آدمیان بزم دانه دانه ، متقاطع ، مست و هوشیار ، عربده کشان از مخروبه خارج گشتند

به زیر چادر چشم‌ها نای گشودن نداشتند

امید رخت بر بسته بود

دستان بی‌ فروغ تکیه بر دیوار زد تا بتواند بر روی پا خود را نگاه دارد

آن چه بود که از سر و رویش به زمین می‌ریخت ؟!!

باران رحمت الهیست یا مدهوشی نمی‌دانست که چه را تحفه میدهد !!!

جان دوباره به کالبد درون دمیده شد

پاها به رقص در آمدند و لب‌ها بخنده وادشته شدند

این غروب از هر سپیده دم روشنتر بود.

ما که هستیم ؟!

قامتی برافراشته در برابر عظمت الهی ! یا غوطه ور در بزم و عیش و نوش ؟!!

لبیک گویان مهر به پیشانی یا مدهوشان خمره به دست ؟!!

اینان مست هستند و آنان پست

ما که هستیم ؟!!



عمو ستاک

Address

Morvarid Shopping Center
Amol

Opening Hours

Monday 09:00 - 21:30
Tuesday 09:00 - 21:30
Wednesday 09:00 - 21:30
Thursday 09:00 - 21:30
Saturday 09:00 - 21:30
Sunday 09:00 - 21:30

Telephone

1212223108

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Setak posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Setak:

Share